بانک آموزشی

بانک آموزشی

نرم افزار - سخت افزار - طراحی - برنامه نویسی _ ویروس شناسی ...
بانک آموزشی

بانک آموزشی

نرم افزار - سخت افزار - طراحی - برنامه نویسی _ ویروس شناسی ...

چه چیزی در روابط شما را خوشحال می کند؟

 

باید بدانید که از ارتباطات خود چه می خواهید، بعد هم با اطمینان خاطر و اعتماد به نفس کامل ادامه راه را بپیمایید. باید نیازها و خواست های خود را به صورت دو جانبه با یکدیگر در میان بگذارید.

روابط مشترک میان یک خانم و آقا زمانی به بن بست می رسد که هر یک از طرفین از پاسخگویی به نیازهای طرف مقابل خود باز بمانند. برای پیشبرد روابط و بهبود آن باید به نیازهای یکدیگر توجه کنید.

همچنین باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که در طول زمان نیازهای افراد تغییر پیدا می کند و باید نسبت به تغییراتی که در نیازهای همسرتان ایجاد می شود حساس باشید و همچنین نسبت به نیازهای خود هم آگاهی کامل داشته باشید. در مورد تغییراتی که روی می دهند با هم صحبت کنید و ببینید که چه تاثیری را بر روی زندگی مشترکتان می گذارند. افراد سالم کسانی هستند که می توانند با یکدیگر رابطه سالم برقرار کرده و گفتگو کنند.

معمولاً رابطه سالم و شاد تنها میان افراد سالم و شاد ایجاد می شود. اینگونه افراد حتی قبل از اینکه وارد یک رابطه عاشقانه نیز بشوند، افراد سالمی هستند. آنها در ابتدا به تنهایی شاد هستند و زمانیکه در کنار فرد دیگری قرار بگیرند نیز می توانند او را نیز شاد کنند.

کاملاً طبیعی است که لیستی از کلیه خصوصیاتی که ترجیح می دهید همسرتان داشته باشد، تهیه کنید. احتیاط کنید، و انعطاف پذیر باشید. بدانید که در چه شرایطی باید مصالحه و سازش کنید و زمانیکه می بینید هیچ جایی برای سازش وجود ندارد، باید مرز و محدوده روابط خود را معین کرده و روی حرف های خود بایستید.

باید ببینید که با اتکا به چه چیزهایی می توانید رابطه خود را ارتقا بخشیده و شادی و شادکامی را به آن وارد کنید. باید بدانید که چه چیز می تواند لذت و خوشی را به رابطه شما وارد کند سپس در مورد آن نیازها و خواست ها با شریک خود صحبت کنید.

خیلی ساده است که عاشق هر کسی که بر سر راه شما سبز می شود بشوید؛ اما متاسفانه اگر این کار را انجام دهید مجبور می شوید با کسانی زندگی کنید که ارزش هایشان با شما همخوانی ندارد و مواردی که در زندگی برای شما اهمیت دارد در نظر آنها از هیچ گونه ارزشی برخوردار نمی باشند. تحت این شرایط نظرهای شما دو نفر با هم هیچ گونه هماهنگی ندارد و به ندرت اتفاق می افتد که بر سر مسائل مختلف با هم به توافق برسید. به همین دلیل هیچ یک از طرفین حاضر نیست که برای پذیرش کم و کاستی های طرف مقابل با او مصالحه کند. خیلی پیش از اینکه وارد یک چنین رابطه ای شوید، می توانید شکست خود را پیش بینی کنید. سعی کنید که پیش از انجام هر کاری نیازهای خود را در نظر بگیرید و این کار را به صورت مکرر انجام دهید.

باید به خاطر داشته باشید که همیشه در یک رابطه دو نفر وجود دارند، و هر دو نفر در هر زمان باید برای بهبود رابطه تلاش کنند. اولین گام در راه بهبود رابطه این است که پیش از هر اقدامی نیازهای خود را تعیین کنید. این کار هم به شما و هم به شریک زندگیتان کمک می کند که بفهمید چه نوع عشقی را از رابطه خود انتظار دارید. این امر به شما کمک می کند تا روابط خود را با انرژی بیشتری در پیش بگیرید.

البته عمق این مطلب تنها به خواسته های شما از رابطه محدود نمی شود. همانطور که قبلاً هم در کتاب خود به آن اشاره کردم: "اولین کتاب در مورد راه و رسم زندگی" دانستن یک مورد قابل توجه و عمل نکردن به آن هیچ تغییری را در زندگی افراد ایجاد نمی کند، بلکه هر زمانی که به آن عمل کردید آنوقت می توانید انتظار تغییر و تحول در زندگی خود را داشته باشید.

زمانی در روابط خود می توانیم به یک عشق بی قید و شرط دست پیدا کنیم که در وهله اول بدانیم چه می خواهیم و در مرحله بعدی تمام تلاش خود را برای اعمال آن به کار گیریم. هیچ گاه نباید بنشینید، دست روی دست هم بگذارید و هر چیزی که در زندگی برایتان اتفاق افتاده را بپذیرید و تصور کنید که از دستتان هیچ کاری بر نمی آید که در مورد آن انجام دهید.

احساس مسئولیت در روابط رمانتیک نیز یکی دیگر از موارد مهم در رسیدن به موفقیت در روابط به شمار می رود. من خودم به شخصه دست روی دست گذاشتن را امتحان کرده ام و از آن هیچ نتیجه ای نگرفته ام.

همانطور که خودتان هم می دانید باید به رابطه خود ادامه دهید. این شما هستید که رابطه را می سازید.

شما به درستی می دانید که برای بهبود رابطه چه کارهایی را باید انجام دهید. هر چیزی که در موردش فکر میکنید در رفتار و اعمالتان جلوه گر خواهد شد و در گفتارتان نیز آثار آن پدیدار خواهد شد.

زمانیکه انتظار دارید یک رابطه سالم، و عاشقانه داشته باشید و هر کاری را که از دستتان بر می آید برای آن انجام دهید، مطمئن باشید که هر چیزی که انتظارش را دارید بدست خواهید آورد. به هر حال همه چیز به شرایط موجود بستگی دارد، گاهی اوقات همه چیز خوب پیش می رود و گاهی آنطور که باید و شاید از آب در نمی آید.

من معتقدم که ارتباط زمانی موفق است که هر دو طرف برای بهبود آن تلاش کنند. در مراحل ابتدایی دو نفر باید سعی کنند که شک و تردید های خود را کنار بگذارند، و انتظارات خود را به کمترین میزان ممکن کاهش دهند.

اگر شما شک و تردید زیادی دارید، پس اصلاً دلیل این امر که می خواهید وارد یک رابطه شوید، چه چیزی میتواند باشد؟ البته پاسخ های بسیار زیادی می توان به این سوال داد، اما من تصور نمی کنم که پاسخ های قانع کننده زیادی برای آن وجود داشته باشد. هیچ یک از پاسخ ها نمی توانند قانع کننده باشند و یک عشق سالم را به تصویر بکشند.

برای اینکه بتوانید در روابط خود به موفقیت دست پیدا کنید باید بدانید که چه چیزهای موجبات خوشحال و همچنین ناراحتی شما را فراهم می آورند .

نویسنده: سوده

با شور و اشتیاق بیشتر، علاقه ای شدیدتر ایجاد کنید

از اولین بوسه تا دوران پیری، همه زوج ها شاهد دورانی از سکوت و اندوه در روابط خود هستند، و این امکان وجود دارد که در طول زمان گاهی از نظر احساسی و یا حتی فیزیکی برای مدتی یکدیگر را ترک کنند.

رشد احساسی یک امر کاملاً فردی است و اصلاً ساده نمی باشد. برای ایجاد و نگه داشتن هارمونی در رابطه، هر یک از طرفین باید در برابر تغییر نیازهای یکدیگر انعطاف پذیر باشند و با این کار موجبات رشد رابطه را نیز فراهم آورند.

یک رابطه طولانی مدت بر اساس همدلی، احترام، و عشق حقیقی نشات می گیرد و این خصوصیات را باید در طول زمان و با اتکا به شیوه های مختلف به طرف مقابل نشان دهید. با این کار ارتباط شما ارزش بالاتری پیدا می کند.

در رابطه باید نوآوری داشته باشید، به طرف مقابل احترام بگذارید و ارتباط خود را با او مستحکم تر نمایید.

برای نجات دادن رابطه خود از رویارویی با بن بست احساسی، می توانید راهکارهای زیر را به کار بندید.

1- از همسر خود تست حقیقت بگیرید

پیش از اینکه هر کاری برای محکم تر کردن روابط انجام دهید، ابتدا از خودتان سوال کنید که آیا این رابطه برای شما مناسب است، و آیا طرف مقابل به درد زندگی با شما میخورد یا خیر. باید پاسخ های ابتدایی را به درستی در ذهن داشته باشید. اگر احساس می کنید که شریک زندگیتان به اندازه کافی برایتان ارزشمند نیست، شاید بهتر باشد که نگاه مجددی بر روی شریک خود داشته باشید. این امکان وجود دارد که فرد مناسبی را انتخاب نکرده باشید.

2- به منحصر بفرد بودن ارتباطتان توجه کنید

با وجود این پتانسیل می توانید از لحظه لحظه ارتباطتان بیشترین لذت را ببرید.

برای خصوصیات منحصر بفرد شریک زندگیتان ارزش و احترام قائل باشید، این امر سبب ایجاد جذابیت بیشتری میان شما دو نفر می شود. هر چند وقت یکبار اشاره کوتاهی به شخصیت مستقل همسرتان داشته باشید، حال چه از نظر احساسی و چه از نظر فیزیکی.

3- از همین حالا عشق ورزی را آغاز کنید

اجازه دهید که رابطه جنسی میان شما سبب ایجاد صمیمیت و عشق بیشتر شود. سعی کنید در این زمینه قدری محتاطانه تر برخورد کرده و رضایت شریک زندگیتان را به طور کامل جلب نمایید. به جای اینکه برای رسیدن به رضایت جنسی با همسر خود معاشقه کنید، به خاطر او این کار را انجام دهید و به آنها نیز اجازه دهید که یک چنین کار مشابهی را در برابر شما انجام دهند.

4- با همسر خود دوست باشید

آیا احساس می کنید که در بیرون رابطه برای همسر خود دوست خوبی هستید؟ اگر احساس می کنید که پاسختان به این سوال "نه" است اصلاً نگران نشوید همیشه زمان دارید که برای خود دوست جدیدی برگزینید. فعالیت هایی را پیدا کنید که می توانید در کنار هم آنها را انجام داده و لذت ببرید. می توانید در کارهای مختلف با هم همگام شوید؛ مانند کمک به صندوق های خیریه. هر چقدر فعالیت های مشترک شما دو نفر افزایش پیدا کند، اساس ارتباط شما نیز مستحکم تر خواهد شد.

5- همان چیزی شوید که از همسرتان انتظار دارید

نباید انتظرات نابجا داشته باشید، اگر از همسر خود انتظار دارید تا کاری برایتان انجام دهد و یا چیزی به شما بگوید، شما خودتان هم باید در قبال او همان کار را انجام دهید و یا همان حرف را بزنید. پیش از اینکه از طرف مقابل انتظاراتی داشته باشید ابتدا ببینید که آن ویژگی ها در وجود خودتان پیدا می شود یا خیر.

6- برای رسیدن به بهترین ها برنامه ریزی کنید

هر کاری که می خواهید انجام دهید- از اجرای برنامه غذایی گرفته، تا بازی بولینگ و پرداخت مالیات- برنامه ریزی حرف اول را می زند. با وجود برنامه ریزی حس اعتماد میان طرفین افزایش پیدا می کند. تعهد به رسیدن به یک هدف کوتاه مدت بهترین تمرینی است که می تواند مقاوت یک رابطه را افزایش دهد.

7- با تمام وجود عشق بورزید

به دلیل روابطی که در گذشته تجربه کرده ایم، این امکان وجود دارد که منطقمان به ما اجازه ندهد که با تمام جود به طرف مقابل عشق بورزیم. اگر احساس کردید که در رابطه از نظر احساسی به بن بست رسیده اید، از خودتان سوال کنید که چه چیزهایی را از همسرتان دریغ می کنید، و چرا این کار را انجام می دهید. آیا دوست دارید که همسرتان نیز به جای پذیرفتن شما دائماً از شما انتقاد کند؟ محدودیت های عشق ورزی خود را شناسایی کرده و شیوه های مناسب برای از بین بردن آنها را پیدا کنید.

8- ارتقای فردی سبب ارتقای رابطه می شود

ارتقای شخصیت فردی به شما کمک می کند تا ارتباط خود را بهبود ببخشید. مطمئن باشید که غنی سازی شخصیت یکی از مسال موثر و مهم برای ایجاد یک ارتباط دائمی می باشد.

دانش های فردی خود را افزایش دهید، هر چقدر علاقه های فردی شما دو نفر نسبت به هم افزایش پیدا کند می توانید خیلی راحت تر با هم ارتباط برقرار کنید، به راحتی می توانید ایده های جدیدتان را با هم در میان بگذارید و تجربیات خود را با هم مرور و بررسی نمایید. توجه داشته باشید که هیچ اشکالی در مورد اهمیت دادن به طرف مقابل وجود ندارد. هر چقدر بیشتر بدهید، به همان اندازه نیز بیشتر دریافت می کنید.

9- اختلافات ایمانی، فرهنگی و سیاسی را درک کنید

وجود اختلاف، یکی از مقوله هایی است که می تواند در هر ارتباط طولانی مدتی وجود داشته باشد.  به هر حال دو نفر هر چقدر هم که به هم نزدیک باشند، ممکن است تفاوت هایی را از نظر مذهبی، فرهنگی، سیاسی، و خانوادگی با یکدیگر داشته باشند. باید این تفاوت ها را شناسایی کنید تا ببینید چه چیزهایی در درون شما و همسرتان وجود دارد که سبب منحصر بفر کردن هر یک از شما دو نفر می شود.

10- با عصبانیت به رختخواب نروید

پیش از رفتن به رختخواب، سعی کنید تفاوت های موجود را بررسی نموده و مشکلات را حل کنید. دلخوری شبانه سبب می شود که هر یک از شما دو نفر به بن بست احساسی برسید. علاوه بر اینکه باید سعی کنید ثبات ارتباط خود را ارتقا بخشید، در عین حال باید تلاش کنید که اختلافات را پیش از رفتن به بستر حل نمایید تا استرس کمتری به طرفین وارد شده و هر دو نفر بتوانند راحت تر بخوابند.

یک ارتباط معنا دارد و کامل بهترین سرمایه گذاری است که شما می توانید در رابطه خود داشته باشید. همچنان که ارتباطتان رشد می کند، باید به دنبال راههای جدیدی باشید تا یکدیگر را جذب کنید.

هر انسانی به نوبه خود بازتاب دهنده دنیایی از دانش و احساسات بوده و منتظر است کسی از راه برسد و او را کشف کند، کسی که صبور و بی پرده بوده و توانایی درک او را داشته باشد.

نویسنده: سوده

5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟

ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

ازدواج یکنواخت

وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.

همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.

با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.

به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.

ازدواج سوء استفاده گرانه

این ازدواج  ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است.

هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.

باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است.

ازدواج مقام و عنوان

البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.

اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.

برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.

ازدواج همسر غایب

در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.

شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند.

بعلاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.

دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد.

ازدواج  بادوام

اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند.

این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.

چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.

ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید.

نویسنده: آرمند

بزرگترین اشتباهات خانمها در روابط

مهسا عاشق همسر خود می باشد، او دارای 3 فرزند است و شغل مناسبی در رابطه با برنامه ریزی کامپیوتری دارد. با این وجود، خانواده، خانه زیبا، و ماشین گران قیمت، هیچ یک نمی توانند موجبات خوشحالی او را فراهم سازند.

او احساس می کند انسان بدبختی است. در اولین جلسه های مشاوره به من می گفت من خیلی غنی تر از پدر و مادرم هستم و تقریباً هر چیزی را که فکرش را بکنید دارم، اما نمی دانم برای چه احساس خوبی ندارم و فکر می کنم فرد بسیار ناامیدی هستم.

چشم هایتان را ببندید تا همه چیز را بهتر ببینید

من همیشه به مراجعینم توصیه می کنم: "چشم هایتان را ببنندید و سعی کنید همه چیز را همانطور که هست، ببینید." من به مهسا گفتم که جواب سوالت را خودت باید پیدا کنی بنابراین بهتر است چشم هایت را روی هم بگذاری تا با کمک هم بتوانیم راه حل مشکلت را پیدا کنیم. بعد از او خواستم تا خودش را در ذهن به تصویر بکشد در حالیکه مادرش روبروی او ایستاده و از او خواستم به من بگوید که آیا نقاط اشتراکی میان خود و مادرش پیدا می کند یا خیر.

مهسا گفت ما دارای شباهت های زیادی هستیم اما به نظر می رسد که هر دو نفرمان از گفتن چیزی خودداری می کنیم. بعد از او سوال کردم که فکر می کنی چه چیزی میخواهید به هم بگویید؟ مهسا گفت: "شاید می خواهیم به هم بگوییم که هر کاری که دلت می خواهد را انجام بده و از زندگی لذت ببر." با بیان یک چنین تصور آرام بخشی، مهسا یک نفس عمیق کشید و من احساس کردم که قدری آرام تر شد.

سپس از او پرسیدم که آیا تفاوتی میان خود و مادرت می بینی؟ او در پاسخ به من گفت: "بله مادرم مثل یک کدبانو در خانه می نشست و همیشه همراه من و خواهرم بود و از ما به خوبی مراقبت می کرد. در عوض من شاغل هستم و درآمد بالایی دارم." در اینجا حرف او را قطع کردم و پرسیدم آیا کار با کامپیوتر را دوست داری؟ مهسا گفت: "حقیقتش را بخواهید، نه؛ در واقع باید بگویم که از آن متنفرم، خیلی خسته کننده است!"

تله احساسی

زمانیکه از مهسا پرسیدم در حالیکه به شغل خود علاقه ای ندارد، برای چه آنرا انجام می دهد؟ او در پاسخ به من گفت "زمانیکه من و همسرم با هم ازدواج کردیم، من به او قول دادم که کار می کنم و ماهیانه مبلغی را به عنوان کمک خرج در احتیار او قرار میدهم تا بتوانیم در کنار هم از بالاترین استانداردهای زندگی بهرمند شویم. او خودش اعتراف می کرد که خانه گرانقیمتش در بالاترین نقطه شهر هزینه های بالایی را برای آنها در بر دارد و بیش از یک خانه بیشتر شبیه به یک دام است که آنها را در بر گرفته.

او از همه طرف در خانه خود محصور شده بود و هیچ راه فراری نداشت. او ادامه داد: "بزرگ شدن در یک خانه معمولی در یک محله نه چندان اشرافی اصلاً برایم جالب نبود، به همین دلیل فکر می کردم که اگر بتوانم در یک خانه زیبا در قسمت های بالای شهر زندگی کنم شاید بتوانم به آن میزان خوشحالی که انتظارش را داشتم دست پیدا کنم؛ اما این اتفاق نیفتاد." من از او سوال کردم که آیا مادرت از وضعیت زندگی خود راضی بود؟ او جواب داد: "نه فکر نمی کنم"

"زمانیکه من نوجوان بودم او همیشه به من می گفت که چقدر دلش می خواست وارد عرصه موسیقی شود، اما به خاطر خانواده اش بر روی تمام آرزوهایش پاگذاشت. شوهرش که همان پدر می شود اصرار داشت که زن باید یک کدبانوی کامل باشد و در کارهای خانه تبحر داشته  باشد. مادرم هم از مادرش یاد گرفته بود که تنها در صورتی می تواند یک همسر خوب باشد که بر روی همه خواسته هایش پا بگذارد و فداکاری کند."

زمانیکه از مادرم سوال می کردم که الآن پشیمان است با یک صدای کاملاً منطقی به من پاسخ می داد که خدا را به خاطر داشتن یک زندگی خوب و آرام سپاس میکند، اما در عین حال هیچ وقت نمی تواند فراموش کند که از همه آرزوهایش دست کشیده. خودش هم گاهی اوقات اعتراف می کرد که خشم و نفرت خود را با دریغ کردن محبت از همسرش و خرج کردن نادرست پول های او تخلیه می کرده.

او احساس گناه می کرد و همین امر باعث می شد که خشم خود را بر سر من و خواهرم تخلیه کند. بعد از مهسا پرسیدم که تو چه نتیجه ای می توانی از زندگی مادرت بگیری. او گفت: "من منکر این امر نیستم که خانم ها در عین حال باید یک همسر خوب و یک مادر فداکار برای کودکان خود باشند، بلکه معتقدم باید در مورد خودشان نیز کوتاهی نکنند، به همین دلیل بود که تصمیم گرفتم زن متفاوتی نسبت به مادرم باشم.

من شروع کردم به کار کردن در خارج از خانه و بیشترین میزان آزادی را که یک مادر می توانست داشته باشد برای خود ایجاد کردم. " من به او گفتم: "پس اینطور، اما تو که چند لحظه پیش گفتی به خاطر پول کار می کنی و قصدت از کار کردن، جلب رضایت همسر و فرزندانت است و کاری که انجام می دهی دقیقاً آن چیزی نیست که دلت می خواسته!" و بعد اضافه کردم: " در این جا باید بگویم که هم مادرت و هم تو بزرگترین اشتباهی را مرتکب شدید که همه خانم ها می توانند در زندگی خود دچار آن شوند."

از رویاهای خود دست نکشید

هر دوی شما از رویاهای خود دست کشیدید، و نخواستید همان چیزی که درونتان به شما می گوید، باشید. و به همین دلیل است که هر دوی شما احساس نارضایتی از زندگی هایتان را داشتید. هر دوی شما به خودتان اجازه دادید تا همه توان و نیروهایتان را صرف همسرتان بکنید و بعد به خاطر این کار از آنها متنفر شوید. بعد ها که مهسا کمی اعتماد بیشتری نسبت به من پیدا کرد، گفت که بزرگترین آرزویش این بوده که پا به عرصه هنر گذاشته و یک هنرپیشه موفق شود. او به من گفت: "از همان دوران کودکی هم آرزویم این بود که روی سن بروم و همه را مجذوب خود کنم."

او اظهار می داشت که: "همیشه می توانستم مردم را سرگرم کنم و آنها را بخندانم اما از زمانی که ازدواج کردم دیگر تبدیل شدم به یک انسان خشک و جدی که کارم حرف اول را برایم می زد. از او پرسیدم برای چه آرزوی هنرپیشگی رابه فراموشی سپردی؟ او در جواب به من پاسخ داد: "من برای این کار پول کافی در اختیار نداشتم و همسرم هم نمی توانست به طور کامل از نظر مالی مرا حمایت کند."

او به من می گفت همیشه باید شغلی را انتخاب کنم که بالاترین میزان درآمد را برایم به همراه داشته باشد حتی اگر آنرا دوست هم نداشته باشم چون برایم درآمد زایی دارد، باید به انجام آن ادامه دهم. از او پرسیدم آیا از همسرت به دلیل پشتیانی نکردن از تو و اینکه تشویقت نکرده تا به آرزویت دست پیدا کنی ناراحت هستی؟ با صدای بلند فریاد زده: "البته که ناراحتم. از نظر او من کسی هستم که صبح ها برایش صبحانه درست نمی کنم، شام هم خوب بلد نیستم درست کنم، نحوه صحیح پول خرج کردن را بلد نیستم، و تمایل چندانی هم به برقراری یک رابطه جنسی پرحرارت ندارم."

او در ادامه گفت: "الان که فکر می کنم می بینم که من تفاوت چندانی با مادرم ندارم، حتی گاهی اوقات خشم و نفرتم را بر سر پسرهایم نیز خالی می کنم. کمکم کنید، چه کار می توانم بکنم؟" من به مهسا پیشنهاد کردم که همسرش را نیز با خود به مطب بیاورد تا حرف هایش را از صمیم قبل به او بزند و من هم به همسرش کمک کنم تا بتواند حرف های مهسا را راحت بشنود و متوجه شود و با کمک هم به یک راهکار دو جانبه دست پیدا کنیم. مهسا ابتدا سعی کرد تا با خودش کنار بیاید که همین حالا نیز می تواند وارد عرصه هنرپیشگی شود و بعد در کنار همسرش به ملاقات من آمدند.

او در طی دوره های مختلف روانکاوی به این نتیجه رسید که خودش این حس را بوجود می آورد که استحقاق خوشبختی را ندارد و نمی تواند احساس خوشحالی داشته باشد. این تفکرات جزء شایع ترین موانعی هستند که می توانند بر سر راه هر فردی ظاهر شده و آنها را از رسیدن به اهدافشان دور نگه دارند. زمانیکه مهسا بالاخره همسرش را نزد من آورد احساس توانمندی بیشتری نسبت به روز اول می کرد و به راحتی تفکرات ذهنی خود را با همسرش در میان گذاشت.

مهسا به همسرش گفت که آرزوی قلبی اش چیست و بعد هم تاکید کرد که به این خاطر که از او حمایت نکرده حس بدی پیدا کرده. در انتهای جلسه مشاوره، همسر مهسا واقعیت ها را درک کرد و قول داد که هر کمکی که از دستش بر بیاید برای خوشحال کردن همسرش انجام خواهد داد. من به همسر مهسا گفتم که باید میزان انعطاف پذیری خود را در مقابل همسرش افزایش دهد و او را صمیمانه دوست بدارد. من به او گفتم که زمانیکه کسی را واقعاً دوست داشته باشی چیزی جز خوشحالی او را نمی خواهی."

بعد از چندی یک دعوت نامه برای من از طرف مهسا آمد که او مرا به اولین اجرای خودش روی صحنه دعوت کرده بود. از دیدن این دعوتنامه خیلی تعجب نکردم، اما بسیار مسرور شدم.

او برایم یادداشت گذاشته بود که نقش اول را بازی نمی کند، اما همین نقش کوچک هم می تواند آغاز خوبی برایش محسوب شود. چه لذتی داشت که می دیدم مهسا روی صحنه می درخشد. شاید برایش کمی هیجان آور و اضطراب آمیز بود، اما آنقدر روان بازی می کرد که گویی به صحنه تعلق دارد.

در آخر مراسم، همسر مهسا نزد من آمد و به خاطر همه چیز تشکر کرد. او خیلی خوشحال تر از گذشته به نظر می رسید و به همسرش افتخار می کرد.

نویسنده: سوده

چرا خانمها گریه می کنند؟

یکی از بزرگترین مشکلاتی که ممکن است برای هر مردی بوجود بیاید، این است که همسرش به دلیل اختلالات هورمونی، شروع به گریه و زاری کند. در دوره های ماهانه که سیستم بدنی خانم ها دستخوش تغییرات هورمونی قرار می گیرد، آنها از نظر احساسی بسیار حساس می شوند، البته نباید تصور کرد که دلیل ناراحتی و بی قراری خانم در یک چنین مواقعی تنها به واسطه اختلالات هورمونی ایجاد می شود و دلیل قانع کننده دیگری در ورای آن وجود ندارد. به هر حال در این شرایط، هر لحظه این امکان وجود دارد که خانم آب های جمع شده در پشت سد را رها کرده و ساعت ها به گریه و زاری بنشیند.

بسته به شرایط روحی و روانی که برای خانم ایجاد می شود، هر نوع عکس العملی از جانب شما به راحتی می تواند شرایط را به طور کامل تغییر داده و آنرا بهبود بخشد. با این کار می توانید خودتان را از یک انفجار احساسی نجات داده و از ایجاد هر گونه بحث و دعوا خودداری نمایید.

هورمون ها

اجازه دهید از همین ابتدا تکلیف شما را در مقابل اختلالات هورونی خانم ها روشن کنیم؛ باید توجه داشته باشید که در هنگام چرخه ماهانه، خانم ها نسبت به همه مسائل حساس تر می شوند و ممکن است به هر دلیلی گریه کنند. اگر احساس کردید که در مورد یک مسئله عکس العمل شدید نشان می دهد نباید به احساسات خشم آلود او دامن بزنید بلکه باید سعی کنید او را آرام کنید و با او اظهار همدردی نمایید. اگر در مورد یک مسئله خاص نظرتان با او یکی نیست، نباید اختلاف نظر خود را صراحتاً بیان کنید. پس از سپری شدن این دوران خودش به مرور زمان متوجه خواهد شد که واکنش نابجا از خود نشان داده و از یک مسئله کوچک برای خودش یک غول بسازد؛ اما به هر حال در آن زمان شما هیچ واکنشی نباید نشان دهید و فقط وارد بازی شده و در تیم او توپ بزنید. اشتباه نکنید: در این دوران با او مدارا کنید تا بعدها پاداشش را فرای آن چیزی که انتظار دارید، دریافت نمایید.

سر به سر گذاشتن

خانم ها از همان سال های ابتدایی زندگی خود به این نتیجه دست پیدا می کنند که مردها در زمان مواجهه با یک خانمی که در حال گریه کردن است، احساس بدی پیدا کرده و راحت نیستند و هر کاری که لازم باشد انجام می هند تا جلوی اشک های خانم را بگیرند. دلیل گریه خانم هر چیزی که باشد: از شنیدن یک داستان بچه گانه که یکی از شخصیت ها در انتهای آن می میرد و یا به خاطر اینکه پدر چیزی را که میخواهد برایش نمی خرد، وقتی متوجه می شود که با گریه می تواند آمال و آرزوهای خود را عملی کند، در مورد نامزد خود نیز همین کار را انجام می دهد تا بتواند به اهدافش دست پیدا کند.

به دلایلی که در بالا به آنها اشاره کردیم، می توان نتیجه گرفت که تشخیص اشک های واقعی و دروغین از یکدیگر کمی مشکل است، به ویژه در مورد ارتباط میان خانم ها و آقایون. به هر حال اگر در اوایل رابطه خود قرار گرفته اید و نمی دانید که چگونه می توانید از صداقت او اطمینان حاصل کنید، باید خودتان را به طریقی از این موقعیت نجات داده و خودتان را از بحث خارج کنید و موضوع دیگری را برای گفتگو به میان بیاورید. این کار تنها واکنشی است که می تواند برای شما تضمین کند که او نه تنها از دست شما ناراحت نمی شود بلکه هیچ احساس بدی نیز نسبت به شما پیدا نخواهد کرد.

احساسات خالص و واقعی

زمانیکه مطمئن شدید ناراحتی همسرتان به خاطر دو مطلب ذکر شده در بالا ایجاد نشده است، می توانید اطمینان پیدا کنید که دلیل اشک هایش ناراحتی واقعی و احساسات ناخوشایند درونی است. خانم ها در مورد شرایط و موقعیت های مختلف بیش از اندازه احساساتی برخورد کرده و واکنش های عاطفی از خود نشان می دهند، به همین دلیل شاید قدری مشکل باشد که بخواهید تشخیص دهید دلیل اصلی ناراحتی همسرتان از کجا نشات می گیرد. تنها راهی که می توانید او را آرام کنید این است که به هر شیوه ای که شده نشان دهید احساسات او را می فهمید و پشتیبان و حامی اش هستید. چه از دست کسی ناراحت باشد (و یا حتی از خود شما) یا در شرایطی قرار گرفته باشد که هیچ کنترلی بر روی آن نداشته و ناامید و درمانده باشد (به عنوان مثال مشکلاتی پیرامون مسائل شغلی) به هر حال برای تخلیه احساسی گریه می کند. در یک چنین موقعیت حساسی او به دنبال یک فرد رویایی نمی گردد که مشکلش را بلافاصله حل کند، فقط نیاز به کمک کسی دارد که برای احساساتش ارزش قائل شود، و پشتیبانی و حمایتی را که او برای رسیدن به موفقیت و حل مشکلات نیاز دارد را از او دریغ نکند.

عصبانیت

خانم ها در مقایسه با آقایون به هنگام عصبانیت گریه می کنند. زمانی که برنامه ریزی هایشان درست از آب در نیاید، به عنوان مثال کارفرما آنها را اخراج کند و یا در مسائل زناشویی دچار مشکل شوند، عصبانیت خود را با اشک ریختن نشان می دهند. در زمان مواجهه با یک چنین شرایطی باید سعی کنید که بر خلاف غریزه خود عمل کنید. به این معنا که به خودتان بقبولانید که هیچ فضایی برای مقابله با خانم وجود ندارد، اگر چنین کاری را انجام دهید، مطمئن باشید که احتمال پیروزیتان در حد صفر است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که خودتان را به نهایت غم و غصه او برسانید و بعد هم هر چقدر وقت می خواهد در اختیارش قرار دهید تا بهبود پیدا کند. اگر قصد دارید که با دلیل و منطق او را قانع کنید، باید بگویم که چیزی جز وقت تلف کردن نیست. فقط به او فضای لازم را بدهید تا هر طور که دوست دارد از خود واکنش نشان دهد؛ اما آگاه باشید که: پیش داوری و نصیحت کردن شرایط را دشوار تر کرده و خشم و عصبانیت را طولانی مدت می کند. باید توجه داشته باشید که همیشه باید ابتدا به او اجازه دهید که هر چه در دل دارد، بیرون بریزد، زمانیکه به طور کامل از نظر احساسی تخلیه شد، آنوقت می توانید با حرف های آرام و ملایم، به او آرامش دهید.

خاطرات

شاید آقایون وقت زیادی را روی فکر کردن به مسائلی که در گذشته در زندگی برایشان اتفاق افتاده، صرف نکنند - البته بجز کارهای خطرناکی که در دبیرستان انجام داده اند!- اما خانم ها دارای قدرت بسیار بالایی در به یاد آوردن خاطرات گذشته دارند و می توانند ساعت ها بر روی وقایعی که قبلاً در زندگی برایشان اتفاق افتاده فکر کنند و مانند یک فیلم در ذهن خود آنها را تجسم کرده و مرتباً تکرار نمایند. این خاطرات چه خوب باشند، چه بد، دلیل موجهی برای شروع گریه های یک خانم محسوب می شوند. به هر حال یک چنین امری می تواند دلیل قانع کننده ای دست خانم بدهد که اخلاق و روحیاتش تغییر کند، غم زده شده و مقدمات گریه کردن را برایش فراهم آورد.

اگر متوجه شدید که خانم در حال نگاه کردن آلبوم های عکس قدیمی است و یک جعبه دستمال کاغذی هم در کنار خود گذاشته است، اصلاً نگران نشوید و تصو نکنید که در حال مقایسه کردن شما با خواستگارهای قبلی اش است، سعی کنید به او ملحق شده و سوال کنید که چه چیزی در سرش می گذرد. دست یافتن به عمق افکار او، آن هم زمانیکه در حال مرور خاطرات گذشته است، شاید کمی دشوار باشد، اما بهترین زمانی است که شما می توانید اطلاعات بیشتری در مورد او و گذشته اش بدست بیاورید. با این تکنیک می توانید او را طوری هدایت کنید که اعتراف کند از زندگی فعلیش کاملاً راضی است. بهترین کاری که برای جلوگیری از ایجاد ناراحتی و غم زدگی می توانید انجام دهید، این است که با او صحبت کرده و اجازه دهید تا احساساتش را با شما در میان بگذارد. شاید در زمان انجام یک چنین کاری احساس کنید که در حال شکنجه شدن هستید، اما پس از اینکه او تخلیه روحی شود آنقدر به شما احساس نزدیکی می کند که بدون شک تبدیل به بهترین همسر دنیا خواهد شد.

ایجاد گریه و زاری

شاید مقوله گریه کردن و اشک ریختن برای تعداد بسیار زیادی از آقایون ناخوشایند باشد. همچنین تشخیص دلیل گریه های یک خانم نیز کار دشواری است. شاید در گام اول تصور کنید که هیچ کاری برای آرام کردن او از دستتان بر نمیآید، اما باید بدانید که شما بهترین کسی هستید که می توانید به او کمک کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که دلیل ناراحتی او را پیدا کرده و با او اظهار همدردی نمایید.

هر کاری که انجام می دهید، هیچ گاه به او نگویید که دلیل ناراحتی و بی قراری او اختلالات هورمونی و پیش قاعدگی است. به هر حال او تقویم دارد و متوجه همه این مسائل می شود برخوردی مناسب داشته باشید تا همه چیز خوب پیش برود.

نویسنده: سوده

به کودکان خود برای غلبه بر استرس کمک کنید

 

شاید با خود تصور کنید که کودکان فقط مشغول بازی کردن هستند و کار نمیـکنند که بخواهند استرس داشته باشند، امـا باید بدانید که آنها با مقدار زیادی اضطراب و تنش روبرو هستند. مشکلاتی که در مدرسه و موقعیتـهای اجتـماعی بـرای آنها بوجود می آید، می تواند بسیار دردناک باشد به ویـژه اگــر تکنیک های مناسبی برای فائق آمدن به آنها بلد نباشند. بـر طبـق تـحقـیـقاتی کـه بــر روی کـــودکـان انـجـام شـده،دانشمندان بـه این نتیجه دست پیدا کـرده انـد کـه بچه ها،
هــم به شیوه های مثبت و هم به طرق منفی و نامناسب بــا موارد استـرس زای زندگی خود روبرو میشوند. شاید در بـرخی مـواقـع بـه هیـچ وجـه دهـان خـود را بـاز نکـنـنـد و از ســایرین کمک درخواست نکنند، اما این وظیفه پدر و مـادر اســت که شرایط استراس زا را شناسایی کرده و در مواقع ضروری به فرزند خود کمک کنند.

متاسفانه در اکثر موارد والدین به راحتی نمی توانند راهی را پیدا کنند که از طریق آن بتوانند در مواقع ضروری و شرایطی که کودک استرس شدید را تحمل می کند با او ارتباط برقرار کرده و به او کمک کنند.

در این قسمت شما را با چند نمونه از این موارد آشنا می کنیم.

با صدای بلند اشاه کردن – با صدای بلند به کودک بگویید که ممکن است در هر شرایطی چه احساساتی بوجود آید و واکنش هایش کاملاً طبیعی هستند. ( "به عنوان مثال: من خودم هم متوجه می شوم که تو هنوز به خاطر وقایعی که در پارک با دوستت اتفاق افتاده ناراحت هستی و ...") البته مطرح کردن این مطلب نباید به شیوه ای باشد که کودک احساس کند در حال تنبیه و یا بازخواست است (بگو چه اتفاقی افتاده؟ آیا هنوز هم در مورد اتفاقی که رخ داده عصبانی هستی؟) باید مانند سایر وقایع عادی و روزمره با این مطلب هم برخورد کنید و در مورد آن از خود عکس العمل تندی نشان ندهید. با این کار به کودک نشان می دهید که قصد دارید چیزهای بیشتری در مورد واقعه ای که برای او رخ داده بشنوید و او نیز با آرامش بیشتری شما را در جریان امور قرار خواهد داد.

به او گوش کنید – به او طوری توضیح دهید که متوجه شود دوست دارید حرف هایش را بشنوید، و در صورت نیاز همراهی و کمکش کنید. با توجه، آرامش، علاقه، و ارزش به حرف هایش گوش دهید. هیچ موقع با او جر و بحث نکنید و از پیش داوری های نا آگاهانه به شدت خودداری نمایید. تا آنجایی که می توانید او را سرزنش نکرده و برایش سنخنرانی راه نیندازید. شما به این دلیل با او گفتگو می کنید تا راه را برایش باز کنید که بتواند حرف هایش را به شما بزند و از استرس هایش کاسته شود نه اینکه به احساساتش لطمه وارد شود. سعی کنید با بازگو کردن سوالاتی نظیر: "بعد چه اتفاقی افتاد؟" او را متقاعد کنید که می تواند کل ماجرا را برای شما شره دهد.

مختصراً در مورد تجربه ای که کودک کسب کرده نظر بدهید – به عنوان مثال میتوانید بگویید: "این واقعه باید ناراحت کننده باشد" ، "هیچ تعجبی وجود ندارد که تو عصبانی شدی، چون به هر حال آنها را تو را در بازی خودشان راه نداده  بودند." و یا "این کار به نظر قدری ناعادلانه به نظر می رسد". این کار به کودک ما نشان می دهد که واکنش هایش قابل درک بوده و همچنین شما برای او اهمیت و ارزش قائل هستید. اینکه کودک احساس کند او را متوجه می شوید، درکش می کنید و به حرف هایش گوش می دهید از جمله نکات قابل اهمیت در مواقع اضطراب و استرس زا می باشند.

احساسات را نامگذاری کنید – بسیاری از کودکان زمانیکه یک تجربه جدید احساسی را تجربه می کنند، ممکن است به دلیل ناآشنایی ندانند که چه نامی را میتوانند بر روی آن بگذارند. در زمان بروز یک چنین مواردی باید به آنها کمک کنید که درک کنند چه احساسی دارند؛ به عنوان مثال خشم، نفرت، عصبانیت. با این نوع نامگذاری کودک راحت تر می تواند ارتباط برقرار کند و در عین حال آگاهی هایش را نیز از شرایطی که در آن قرار گرفته افزایش دهد.

به او یاد دهید که عکس العمل مناسب نشان دهد – به او کارهایی را پیشنهاد کنید که تصور می کنید با انجام دادن آنها می تواند احساس بهتری پیدا کند و به طور موقتی مشکل خود را پشت سر بگذارد. او را تشویق کنید که به راه حل های متفاوت نیز فکر کند. نباید خودتان تنها کسی باشید که تکنیک های مختلف حل مشکل را ارئه می دهد، بلکه باید به کودکتان نیز کمک کنید که بتواند چند ایده پیرامون مشکلی که خودش بوجود آورده در ذهن تداعی کند. این نوع فعالیت های ذهنی اعتماد به نفس کودک را ارتقا می بخشند. می بایست سعی کنید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام ندهید. البته ایده های خوب خودتان را نیز با نظریات کودکانتان در هم بیامیزید. به عنوان مثال می توانید بگویید: "نظرت در مورد این راه حل چیه؟" گاهی اوقات صحبت کردن، گوش دادن و درک احساسات کودک بهترین کمکی است که می توانید در حق او انجام دهید. در نهایت می توانید موضوع بحث را تغییر دهید، در مورد یک مطلب جالب و جذاب صحبت کنید و او را آرام نمایید. هیچ موقع نباید بیش از حد لازم به یک قضیه کوچک توجه کنید.

فقط آنجا باشید – گاهی اوقات برخی از کودکان به هیچ وجه دوست ندارند که در مورد چیزی که آنها را اذیت می کند، صحبت کنند. به آنها احترام بگذارید، فضای مورد نیازشان را در اختیارشان قرار دهید، و برای آنها روشن کنید که همیشه برای حمایت و پشتیبانی آنها در کنارشان هستید و در صورت لازم می توانند همه مسائل را با شما در میان بگذارند. حتی زمانی که کودکان با شما صحبت نمی کنند، دوست ندارند که شما پشتشان را خالی کنید و تنهایشان بگذارید. تنها با قرار گرفتن در کنار آنها میتوانید به آنها قوت قلب بدهید. در کنارشان باشید و با آنها وقت صرف کنید. بنابراین اگر به این نتیجه رسیدید که تمایلی به گفتگو با شما ندارند، سعی کنید شروع به انجام کاری که دوست می دارید کنید. با هم پیاده روی کنید، فیلم نگاه کنید، دارت بازی کنید، و کیک درست کنید. باید بدانید که حضورتان برای کودک می تواند چه معنایی را در بر داشته باشد.

صبور باشید – به عنوان یک پدر یا مادر شاید برایتان ناراحت کننده باشد که ببینید فرزندتان تحت فشار و استرس قرار دارد، اما به هر حال باید از این کار که به سرعت در پی درست کردن تمام مشکلات کودک باشید نیز خودداری نمایید. به جای آن سعی کنید که به کودک کمک کرده و به تدریج تبدیل به یک مشاور برای او شوید. به او یاد بدهید که چگونه می تواند با سربالایی ها و سر پایینی های زندگی مواجه شود، احساسات خود را ابراز کند، هر جا که لازم باشد آرامش خودش را حفظ کند، و برای شروع مجدد خودش را آماده کند.

به خاطر داشته باشید که شما نمی توانید همه چیز را درست کنید و همچنین در تمام مراحل زندگی در کنار او نیستید که بتوانید تمام مشکلاتش را در همه عرصه های زندگی حل کنید؛ اما در مقابل می توانید استراتژی های فائق آمدن بر مشکلات را بیاموزید. با این کار او را آماده می کنید تا هر گونه اضطراب و یا استرسی را که ممکن است در آینده برایش پیش می آید را مدیریت کند.

نویسنده: سوده

فواید بوسه در روابط زناشویی

 

اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است. نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."

بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.

از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.

همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.

بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا

محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی

دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری

این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.

نویسنده: سوده

با اهمیت دادن به خود روابطتان را بهبود بخشید

خیلی مهم است که برای بهبود روابط زناشویی خود، پیش از اقدام به هر گونه عملی، ابتدا به خودتان اهمیت داده و از خود مراقبت کنید. از قدیم گفته اند تا زمانیکه یک صفت اخلاقی را در خود نداشته باشید، نمی توانید انتظار آن را از طرف مقابل داشته باشید. تا زمانیکه احساس آرامش و شادی در وجود خودتان حکمفرما نباشد، قارد نخواهید بود تا آرامش و شادکامی را در روابط خود وارد کنید.

اگر احساس کنید که این نوع مسائل اهمیت خاصی ندارند و برای بهبود روابط خود یک مرتبه به حل مشکلات بپردازید، احتمال تخریب و واپاشی ارتباط را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهید. به همین دلیل باید بدانید که پیش از حل هر گونه مشکلی ابتدا باید خصوصیات اخلاقی خودتان را تثبیت کنید.

پیش از مواجهه با مقوله های هسته ای ارتباط ابتدا این دو مورد را در نظر داشته باشید تا به موفقیت بالاتری دست پیدا کنید.

1- به خودتان قول بدهید که هر اتفاقی هم که بیفتد شما خوب هستید

خودتان را جزء متعلقاتتان بدانید و به خود قول دهید که تحت هر شرایطی از خودتان محافظت خواهید نمود.

اگر این نوع نگرش را داشته باشید که خوشحالیتان به شدت وابسته به حضور شریک زندگیتان می باشد، باید بدانید که نه تنها با این نوع نگرش قدرت وجودی خود را کاهش می دهید، بلکه ترس و وحشت را نیز در وجود خود حکمفرما می سازید. از اینرو خودتان را درگیر رفتارهای مخرب، نظیر دادخواهی، شفاعت و یا به عبارتی گدایی محبت نکنید.

هر چقدر این اتفاق بیشتر روی دهد، شریک شما تمایل بیشتری در ادامه دادن به ارتباط از خود نشان می دهد. اما دلیلش چیست؟

یکی از دلایلی که از این رفتار شما برداشت می شود، این است که از نظر احساسی خود را وابسته و محتاج نشان می دهید. هر کاری که طرف مقابل برای شما انجام می دهد، به هیچ وجه رضایتتان را جلب نمی کند و همیشه انتظار انجام کارهای بیشتری را از او دارید.

شریک زندگیتان می تواند به سرعت چنین مسئله ای را درک کرده و ممکن است احساس کند که اگر به آن رابطه ادامه دهد، شما با خواست های پایان نیافتنی خود، عمر او را تلف خواهید کرد.

نکته دیگری که باید به آن توجه داشته باشید، این است که نباید به طور کامل خود را مسئول خوشحالی طرف دیگر بدانید. بیشتر افراد زمانی که صحبت از یک چنین مسائلی به میان می آید، معمولاً ترجیح می دهند حرفی در این مورد به میان نیاورند.

فردی که همه کاری را در قبال همسر خود انجام میدهد و تمام زندگی خود را وقف او می کند به مرور زمان پشیمان شده و از این وضعیت عصبانی خواهد شد. در این شرایط هر گونه حس شوخ طبعی، سرزندگی و تفریح که از جمله موارد حیاتی در روابط می باشد، از ارتباط رخت بربسته و موجبات واپاشی ارتباط فراهم خواد آمد.

با احترام گذاشتن به خودتان و باور فردی و اعتقاد به توانایی های خود و اعتقاد به این امر که هم در رابطه و هم در زندگی می توانید از موضع قدرت و مقاومت صحبت کنید، به موفقیت دست پیدا خواهید کرد. این خصوصیت های اخلاقی موجب می شوند تا دیگران به شما جذب شوند، در روابط شما ایجاد احترام نموده و شما را تبدیل به یک شریک خوشایند تر کنند.

2- حتی اگر احساس خوشایندی ندارید، زندگی را برای خود شاد کنید

نباید منتظر باشید تا ارتباط شما به جایی برسد که خوشبختی مطلق وارد رابطه تان گردد. برای خود برنامه ریزی کنید و در کنار هم به انجام فعالیت های سرگرم کننده بپردازید. می توانید با هم در کلاس های قایقرانی، آشپزی و موسیقی شرکت کنید.

می توانید لیستی از مکان هایی که در شهر خود و یا شهرهای اطراف وجود دارد، تهیه کنید و به مرور زمان از آنها دیدن نمایید. مهارت های جدیدی را آموزش ببینید و دنیای خود را گسترش دهید.

زمانی که مشغول به فعالیت بوده و سرگرم باشید، خوشحال تر خواهید بود. یکی دیگر از فواید دیگر این کار هم این است که در نظر شریک زندگی خود خیلی جذاب تر به نظر می رسید. افرادی که خوشحال تر هستند، به طور طبیعی در نظر دیگران جذاب تر جلوه کرده و زیباتر به نظر می رسند.

زمانی که کمی حس بامزگی و جذابیت را وارد زندگی خود می کنید، بدون توجه به اتفاقاتی که در رابطه می افتد، شریک شما علاقه بیشتری به صرف کردن وقت با شما پیدا می کند.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که هر فردی می تواند دچار آن شود این است که بنشیند و به عنوان یک نفر سوم به ارتباط خود نگاه کند و فقط منتظر باشد که چه اتفاقی روی خواهد داد و هیچ قدمی در ایجاد فاکتورهای لازم در یک زندگی رضایت بخش را برندارید.

به هر حال همیشه این سوال را از خودتان بپرسید: آیا ترجیح می دهید وقتتان را با انسان های ناراحت و تیره روز صرف کنید و یا با کسی که شاد و جذاب است و از زندگی لذت می برد؟

اشتیاق و شوخ طبعی جزء نیرومند ترین برانگیزاننده های جنسی محسوب شده و میتوانند مانند یک آهنربا همسرتان را به سوی شما جذب کنند.

هر چقدر تمرکز بیشتری داشته باشید، متعادل بوده و خوشحال باشید، شانس افزایش شادکامی، و سلامتی را در روابط خود افزایش می بخشید.

نویسنده: سوده

10 خصوصیت زوجهای خوشبخت

عشق راهی برای ابراز احساسات است....اما برای ابراز عشقتان نباید حتماً منتظر مناسبات و فرصت های خاص باشید. با به کار بستن این عادات ساده اما مهم در زندگی خود، رابطه عشقیتان را بیش از پیش رونق بخشید تا شما نیز جزء زوج های خوشبخت به حساب بیایید.

1. حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید "دوستت دارم." مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد.

2. موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید.

3. تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه دوست پسر یا دوست دخترتان بود رفتار کنید. یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

4. مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند. می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید. آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشید که در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

5. به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که همیشه نظرتان را جلب می کرده است.

6. وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

7. هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد. باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید. همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

8. اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود. تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت تر کنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.

9. به همسرتان احترام بگذارید. به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

10. هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است....با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل. حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید.

یادتان باشد...هرچه بیشتر برای رابطه تان وقت بگذارید، بیشتر عایدتان می شود. بگذارید عشق و عاشقی بخشی از زندگی روزانه شما را از آن خود کند.

نویسنده: آرمند

نحوه صحیح برخورد با فرزندان در سن بلوغ

 

زمانیکه کودک متولد می شود، پدران و مادران با مشکلات بسـیار زیادی روبرو می شوند، در دوران نـوزادی بـاید نــیمه های شب بیدار شوند و کارهای مربوط به او را انجام دهند،روزهـای مـدرسه رفتـن هـم چنـدان ســاده نیستند، گاهی اتفاق می افتد که کودک دچار ناراحتی شـده، اصلاً دوست ندارد به مدرسه برود و این والدین هستند که باید از پس روزهایی که دلم نمی خواهد به مدرسه بروم، بر بیاند. با وجود همه این مشلات شاید برخی از افراد تصور کنند که چرا دوران نوجوانی، زمانی که فزرند پا به سن بلوغ می گذارد، سخت تر از سایر دوره های زندگی اوست؟

باید در نظر داشت که این دوران از حساس ترین دوره های زندگی همه افراد به شمار می رود و فرزند شما، هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحی و اخلاقی دچار تغییرات بیشماری می شود. این مرحله برای اکثر خانواده قدری گیج کننده و مشکل آفرین است.

شاید زمانی که صحبت از این دوره زندگی بچه ها به میان می آید، برخی از افراد تفکرات منفی داشته باشند، اما بر خلاف تصور عموم، نوجوان در این دوران دارای انرژی سرشاری شده، فکر می کند، ایده آل گرا می شود، و به دنبال امتیازات مساوی و حقوق مسلم خود بر می آید. در طی این زمان وظیفه والدین است که به فرزند خود کمک کنند تا رشد کرده و خصوصیات غریزی خود در جهت رسیدن به کمال سوق دهد.

درک صحیح دوران بلوغ

خوب سن بلوغ دقیقاً چه زمانی است؟ پاسخی که شما می توانید در برابر این پرسش به فرزند خود بدهید بدین شرح است: این سن در هر فرد متفاوت است. برخی از افراد خیلی سریع بالغ می شوند، عده ای دیر تر و بعضی ها هم به طور متعادل به این سن می رسند. به هر حال همه این دوره ها جزء موردهای طبیعی به شمار می روند.

اما به هر حال خانواده ها باید توان تشخیص کودکی و نوجوانی را داشته باشند. بیشتر افراد این تفاوت را از روی تغییراتی به این شرح متوجه می شوند: رشد سینه ها، شروع عادت ماهیانه، رشد موهای شرمگاهی و صورت. این موارد از جمله مشهود ترین علائم رسیدن به سن بلوغ قلمداد می شوند؛ اما نوجوانان بین سن 10 تا 14 سالگی و شاید کمی کمتر، در دوره بلوغ قرار می گیرند و تغییرات بیشمار دیگری را نیز تجربه می کنند. به مجموعه کل تغییرات جسمی و روحی، "بلوغ" اطلاق می شوند.

اکثراً گزارش می شود که رفتار نوجوانان در این زمان با پدر و مادرها عوض می شود. آنها تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر از خانواده های خود جدا شده و مستقل شوند. به همین دلیل تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر خودشان را از پدر و مادر خود دور کنند. در این سن اهمیت آنها به دیگران به ویژه هم سن و سال هایشان بیشتر می شود و هر کاری را که آنها انجام می دهند، روی خودشان پیاده می کنند.

آنها خودشان را به شکل های مختلف در آورده و در غالب افراد دیگر می روند. روی این نکته که تا چه حد با هم سن و سال های خودشان تفاوت دارند، توجه بسیار زیادی می کنند و همین امر باعث می شود تا درگیری ها و بحث های بیشتر در خانه بوجود آید.

کله شق بودن

یکی از رایج ترین انواع درگیری هایی که در این سن بوجود می آید، مخالفت مکرر با پدر و مادر است. نوجوانان در این سن قدری سرکش می شوند و در هر مورد با والدین خود مخالفت می کنند. البته نمی توان گفت که همه نوجوانان دچار یک چنین مشکلی میشوند، اما در اکثر موارد این اتفاق روی می دهد. دلیل این امر تغییرات روانی و احساسی در وجود نوجوان ذکر شده است.

به هر حال نوجوانان هر کاری که انجام می دهند، تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است. به این منظور آنها سعی می کنند تا آنجایی که میتوانند خودشان را از خانواده دور کنند. به ویژه بچه هایی که بیش از اندازه به خانواده وابسته هستند، تلاش بیشتری در این زمینه از خود نشان می دهند. آنها این امر را به واسطه نظرهایی مخالف با نظر والدین نشان می دهند و آنچنان که قبلاً با پدر و مادر ارتباط برقرار می کردند، با آنها رابطه برقرار نمی کنند.

همچنان که بزرگتر می شوند، تمایل پیدا می کنند تا نسبت به مسائل مختلف دقیق تر و منطقی تر فکر کنند. آنها در ذهن خود ارزش های اخلافی مختلفی را تعریف میکنند، یک نظام ارزشی جداگانه را برای خود در نظر می گیرند، و راهکارهای پدر و مادر که تا چند وقت پیش برای آنها کارگشا بود، مشکل آفرین جلوه می دهد.

وظیفه پدر و مادر این است که ببیند تا چه حد به فرزند خود فضا می بخشد و به او اجازه می دهد که احساس استقلال پیدا کند. والدین در این زمان باید سوالاتی به این شرح را از خود بپرسند: "آیا بیش از اندازه او را کنترل می کنم؟" و یا "آیا به اندازه کافی به حرف های او گوش می دهم؟" و "آیا به او اجازه می دهم تا نظر های مثبت خودش را در کارها اعمال کند؟"

نکاتی برای تربیت بهتر فرزندان در دوران نوجوانی

دنبال یک طرح کامل برای هدایت صحیح فرزندان خود در این دوران هستید؟ در این قسمت بهترین شیوه های تربیتی را در اختیار شما قرار می دهیم:

آگاهی خود را افزایش دهید

در مورد نوجوانان کتاب های مختلف بخوانید. باید به طور دقیق بدانید که چگونه میتوانید با غرور جوانی برخورد نمایید. تغییر حالات نوجوان در این سن یک امر کاملاً طبیعی است. باید آنقدر آگاهی داشته باشید که بتوانید حالت بعدی فرزند خود را پیش بینی کنید. والدینی که توانایی انجام چنین کاری را داشته باشند به طور حتم برنده میدان خواهند شد، و از سوی دیگر هر چقدر که شما اطلاعات بیشتری داشته باشید، راحت تر می توانید فرزند خود را هدایت کرده و او را در مسیر مناسب قرار دهید.

خیلی زود در مورد سن بلوغ با او صحبت کنید

صحبت کردن در مورد عادت ماهیانه و یا خواب های مرطوب کننده، زمانیکه نوجوان آنها را به خودی خود تجربه می کند، بدان معناست که شما صحبت کردن در مورد این مسائل را قدری دیر شروع کره اید. سوال های ابتدایی نظیر تفاوت میان بدن زن و مرد و اینکه بچه ها از کجا بوجود می آیند را پاسخ دهید، اما باید دقت داشته باشید که اطلاعات اضافی که نمی تواند هیچ کمکی به او کند را نیز در اختیارش نگذارید. فقط به سوالاتشان جواب دهید.

شما فرزند خودتان را بهتر می شناسید و می توانید متوجه شوید که چه زمان شروع به تعریف کردن لطیفه های جنسی می کند و چه زمان توجه او نسبت به ظاهر افراد افزایش پیدا میکند. این موقع زمان بسیار مناسبی است که سوالات خودتان را از او پرسید:

  • آیا  در بدن خود متوجه تغییراتی شده ای؟
  • آیا احساسات تغییر کرده و متوجه بروز احساسات تازه ای شده اید؟
  • آیا گاهی اوقات بدون دلیل احساس ناراحتی می کنی؟

سالانه این کار را انجام دهید تا آنها شما را در جریان تغییراتی که در بدنشان رخ میدهد، قرار دهند. پزشک هم می تواند کودک را آزمایش کند و شما را در جریان روند تغییرات او در یکی و دو سال آینده قرار دهد. آزمایش پزشک می تواند شرایط مناسب را برای شما فراهم آورد تا با فرزند خود در مورد نوجوانی و بلوغ صحبت کنید. هر چقدر که این بحث را به آینده موکول کنید، سوء تفاهم کودک افزایش پیدا کرده و از تغییرات روحی و جسمی که برایش اتفاق می افتد بیشتر رنج خواهد برد.

از این گذشته هر چه زود تر آنها را با این مقوله آشنا کرده و سر صحبت را باز کنید، آنها با چشم های بازتری این دوران را سپری خواهند کرد. به آنها کتاب هایی را در مورد نوجوانی و دوران بلوغ که برای گروه سنی خودشان تالیف شده است، بدهید تا با اطلاعات مفید در این زمینه آشنا شوند. برایشان داستان هایی از دوران نوجوانی خود تعرف کنید. دانستن این مطلب که پدر و مادر هم چنین دورانی را پشت سر گذاشته اند به کودک آرامش بیشتری می دهد.

خودتان را جای او بگذارید

با فرزند در حال رشد خود اظهار همدردی کنید. به او بگویید که کاملاً طبیعی است که قدری مضطرب شود. به او بگویید که کاملاً طبیعی است که یکی از دوستانش امسال به سن بلوغ برسد و دیگر یکی دو سال دیگر.

موضع خود را معین کنید

اگر نوجوان خواست موهایش را رنگ کند، ناخن هایش را لاک بزند، لباس های پانکی بپوشد، پیش از ممنوع کردن این موارد یک بار دیگر در مورد تقاضای آنها فکر کنید. آنها هیچ ابایی از شکه کردن شما ندارند به همین دلیل برای جلوگیری از این امر بهتر است هر چند وقت یکبار به آنها اجازه بدهید تا یکی از موارد مورد علاقه خودشان را انجام دهند. اعتراض را برای کارهایی بگذارید که واقعاً مشکل آفرین هستند مانند: تنباکو، مواد مخدر، الکل.

انتظارات خود را ثابت نگه دارید

نوجوانان معمولاً از انتظاراتی که والدین از آنها دارند، دل خوشی ندارند؛ اما باید بدانند که پدر و مادر آنها را دوست می دارند و برایشان اهمیت و ارزش قائل هستند که یک چنین انتظاراتی را از آنها دارند. زمانیکه نمره خوبی در مدرسه گرفتند، آنها را تشویق کنید، اگر به اصول خانه پایبند بوده و قوانین را رعایت کردند نیز از آنها تقدیر و تشکر نمایید. اگر والدین انتظارات بجایی داشته باشند، نوجوانان هم آنها را رعایت خواهند کرد.

به او آگاهی بدهید و خودتان نیز اطلاعات جدید داشته باشید

دوران بلوغ بیش از هر زمان دیگر نوجوانان را ترغیب به کسب تجربه می کند و این تجربیات شامل موارد خطرناک نیز می شوند. انتظار نداشته باشد که نوجوان هیچ چیز در مورد مشروب، رابطه جنسی، و یا مواد مخدر نداند. پیش از آنکه کودک در معرض یک چنین مسائلی قرار بگیرد، این مسائل را با او در میان بگذارید و خیلی صریح در مورد آنها با او صحبت کنید. با این کار نوجوان در زمان بروز مشکل کاملاً مسئولانه می تواند از خود واکنش نشان دهد.

دوستان کودک خود را بشناسید، و همچنین با پدر و مادرهای آنها هم آشنا شوید. گفتگو با والدین آنها می تواند راه حل روشنی را در مقابل شما بگشاید. والدین میتوانند یکدیگر را از فعالیت های مختلف کودکان آگاه کنند بدون اینکه فرزاندانشان احساس کنند تحت کنترل هستند و با این کار محیط پاک و سالمی را برای آنها بوجود آورند.

با علائم خطر آشنا شوید

کمی تغییر و تحول در طی این دوران کاملاً طبیعی است، اما مشکلات حاد و تغییرات مکرر در رفتار نوجوان می تواند حاکی از وجود یک مشکل بزرگ باشد. در صورت بروز علائم زیر می توانید با پزشک متخصص تماس بگیرید:

  • افزایش بیش از اندازه وزن
  • مشکلاتی پیرامون خواب
  • تغییرات سریع و شگرف در اخلاق و روحیات
  • تغییر در انتخاب دوست
  • فرار از مدرسه به طور مکرر
  • افت تحصیلی
  • صحبت کردن درباره خودکشی
  • مشاهده علائم استفاده از تنباکو، الکل، یا مواد مخدر
  • شکستن قوانین حاکم بر جامعه

هر گونه رفتار عجیب دیگری که برای مدت زمانی بیش از 6 ماه باقی بماند، جزء علائم مشکوک محسوب می شود. کمی تغییر کاملاً طبیعی است، اما تبدیل شاگرد اول به تنبل ترین شاگرد کلاس قدری مشکوک است. مشاور مدرسه، روانشان یا متخصص اعصاب و روان می توانند به شما کمک کنند تا بهترین شیوه درمان برای نوجوان را پیدا کنید.

به تنهایی او احترام بگذارید

برخی از والدین با این مورد به سختی کنار می آیند. آنها تصور می کنند که هر کاری که فرزندشان انجام دهد، به هر نحوی که شده به خودشان ارتباط پیدا می کند؛ اما برای اینکه به او کمک کنید تا بتواند پا به عرصه بزرگسالی بگذارد باید قدری به او تنهایی بدهید.

به زبان دیگر اتاق نوجوان و تماس های تلفنی او می توانند کاملاً خصوصی باشند. همچنین نباید انتظار داشته باشید که فرزندتان تمام افکار و تمایلات و فعالیت هایی را که انجام می دهد با شما در میان بگذارد. البته به دلیل مسائل ایمنی باید بدانید که او کجا می رود و مشغول انجام چه کاری است، اما لازم نیست که از کلیه جزئیات مطالب اطلاع داشته باشید. همچنین نباید انتظار داشته باشید که شما را به جمع خودشان دعوت کنند!

ببینید چه چیزی می خواند و نگاه می کند

برنامه های تلویزیونی، مجله، روزنامه، کتاب، اینترنت و ... کودک از منابع بیشماری میتواند اطلاعات بسیار زیادی بدست آورد. نگران نباشید اگر نوجوان شما ساعات طولانی جلوی تلویزیون می نشیند و یا با اینترنت کار می کند. فقط کافی است بدانید که مشغول انجام چه کاری است، و یا با چه کسانی ارتباط برقرار می کند.

قوانین منطقی تعیین کنید

وقت خواب برای نوجوان باید کافی باشد، درست مانند زمان کودکی. زمانیکه کودک با شما صادقانه برخورد میکند، او را تشویق کنید. اگر نسبت به خوابیدن راس ساعت 10 از خود واکنش نشان می دهد، زمان خواب او را به 30/10 افزایش دهید. باید بر روی کارهایی که انجام می دهید یک مرتبه دیگر به طور دقیق فکر کنید و باز اندیشی انجام دهید. شما هم وقتی به سن آنها بوده اید همین مشکلات را با خانواده خود داشتید.

آیا این دوران تمام شدنی است؟

همچنان که کودک در طی دوران بلوغ رشد می کند، شما خودتان به راحتی متوجه افت و خیزهای این دوران خواهید شد. به مرور زمان صاحب فرزندی می شوید که مستقل تر، منطقی تر، و مسئول تر است. بنابراین شعاری که والدین موفق به فرزند خود می دهند را به یاد داشته باشید: "با کمک هم وارد این دوران می شویم و با کمک هم از آن خارج می شویم!"

نویسنده: سوده